معجزه ای که از نزدیک دیدم!!

چندروز پیش تو بیمارستان از پانسیون داشتم میرفتم سمت آزمایشگاه که یه مرد وزنی توجهم رو جلب کردن.قیافه شون خیلی برام آشنا بود...یادم اومد...دقیقا یکسال قبل آبان ماه بود...من چندروزی از شروع بکارم میگذشت...ساعت 10 شب بود که پذیرشمون زنگ زد پانسیون که بیا یه آزمایش داری...رفتم تو اتاق بستری دیدم یه مرد بلندقد لاغر رو تخت دراز کشیده...زنش هم کنارش ایستاده...رنگی به رخسار نداشت زرد زرد بود مو و ابرو و مژه هم نداشت...دوست پرستارم زیرگوشی بهم گفت:سرطان بیضه داره...میگن 2-3ماه بیشتر دیگه زنده نمیمونه...خیلی ناراحت شدم...دکتر براش CBC نوشته بود...با چه بدبختی ازش 2 سی سی خون گرفتم...رگهاش انقدر ضعیف بود که انگار ی اصلا خون جریان نداره...خلاصه جیگرم کباب شد.دلم برای خودش وزنش خیلی سوخت.اول جوونی همچین چیزی بگیری و امیدی به زنده موندنت نباشه.........حالا فکر کن همون مرد رو یکسال بعد ببینی با موهای مشکی و لپ قرمز..سرحال..خوشحال...زمین تا آسمون با مردی که پارسال دیده بودم فرق داشت.انگار نه انگار که یه روزی همچین مریضی سختی داشته و همه ازش قطع امید کردن...انگاری معجزه خدا رو از نزدیک میدیدم.خدایا آخه تو چقدر بزرگی!!!!!.....دوست دارم خداجون

/ 10 نظر / 16 بازدید

سلام من معجزه زیاد دیم نه مثل اون که گفتید . یعنی همه میبینن . ولی توجه نمیکنن اگر توجه کنن هر روز میلیونها معجزه میبینن [لبخند][قلب][تایید][گل]

گیله مرد

سلام ممنونم آبجی که به وبلاگم سر زدین برنامه خنده بازار رو دیدم و جالب بوده البته با تمام اقشار شوخی میکنه

گیله مرد

در مورد این مطلب هم باید بگم که تا خدا نخواد برگ از درخت نمیفته

حسن آذری

من مرد گريه هاي بي مناسبتم آدم روزهاي نامناسب آن هم كجا؟/ در كوچه هايي نامتناسب سنم به تناسب اندامم/اندوه براي كشيدن دارم -اين ها را/ پاكت سيگارم مي داند و باراني و چترم- دعوتيد براي خواندن و گفتن....

بابا عظیمی

گرنیایی تا قیامت انتظارت میکشم منت عشق ازنگاه پرشرابت میکشم ناز چندین ساله چشم خمارت میکشم تا نفس باقیست این جا انتظارت میکشم

بابا عظیمی

سلام دخترم نمیدونم خاطرت هست که قبلا ها به ساحل ارامش میامدی ولی یهو غیبت زد...انشالله از ارشیو ساحل ارامش یکی از کامنتهات را واست میزارم......شاد باشی گلم و ممنون از حضورت در ساحل ارامش

بابا عظیمی

یک عشق عروج است ورسیدن به کمال یک عشق غوغای درون است وتمنای وصال یک عشق سکوت است وسخن گفتن چشم یک عشق خیال است و............... خیال است و........خیال